بســـــم رب الــــــــــزهــــــــــــرا
زهرای من بر یاری من جان سپر کرد
از کوچه ها با چادر خاکی گذرد کرد
%201.jpg)
و میان شب غریب علی که نگاه مهر فاطمه بر صورتش خیره ماند و میان روزی که سیلی بر دستان دردانه ی محمد(ص)زدند....تنها خدا میداند که مهدی آن شب بر بی پناهی مادر آسمان وار گریست که نامو علی بود که آنگونه یزید وار تازیانه میخورد وبه عشق عشقش خم به ماه چهره نیاورد.
التمــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا
(قاصدک)